عادت، ناجوانمردانهترين بيماريست، زيرا هر بداقبالي را به ما ميقبولاند، هر دردي را، و هر مرگي را.
در اثر عادت، در كنار افرادِ نفرتانگيز زندگي ميكنيم، به تحمل زنجيرها رضا ميدهيم، بيعدالتيها و رنجها را تحمل ميكنيم، و به درد، به تنهائي و به همه چيز تسليم ميشويم.
عادت، بيرحمترين زهر زندگيست، زيرا آهسته وارد ميشود، در سكوت، كمكم رشد ميكند و از بيخبريِ ما سيراب ميشود، و وقتي كشف ميكنيم كه چطور مسمومِ آن شدهايم، ميبينيم كه هر ذرۀ بدنمان با آن عجين شده است، ميبينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ داروئي هم درمانش نميكند.
تاریخ: پنج شنبه 5 شهريور 1394برچسب:عادت,
ارسال توسط ناصر پیکری